آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
549
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
معذالك زنان خانوادههاى ممتاز گاهى تعليمات بسيار عميق در علوم تحصيل ميكردهاند ، و اين مطلب از يك عبارت كتاب « ماذيگانى هزار داذستان » « 1 » . بدست ميآيد و آن اينست : يكى از قضات در موقعى كه بمحكمه ميرفت ، پنج زن او را احاطه كردند ، و يكى از آنها سؤالاتى از او نمود راجع ببعضى از موارد مخصوصه از باب گرو و ضمانت . همين كه به آخرين سؤال رسيد ، قاضى جوابى نداشت . آنگاه يكى از زنان گفت : « اى استاد ، مغزت را از اين بابت خسته مكن ، و بىتعارف بگو : نميدانم . بعلاوه ما خود جواب آن را در شرحى ، كه مگوگان اندرزبذ نوشته است ، خواهيم يافت » . ايرانيان همواره از دانش يونان و روم استفاده ميكردهاند « 2 » . در آن زمان اشخاصى بودهاند ، كه كمابيش اوقات خود را منحصرا صرف مطالعات علمى مينمودهاند . چون اوستاى ساسانى منبع اصلى تمام علوم محسوب ميشد ، ترديدى نمىتوان داشت ، كه اين علما همه از طبقه روحانيون بودهاند ، در كتاب « بندهشن » خلاصه فهرست مانندى از علوم طبيعى و نجوم بدان طريق ، كه از اوستاى ساسانى و تفاسير آن بدست مىآمده ثبت شده است . از روايات عجيبى ، كه در معجم البلدان ياقوت « 3 » ضبط شده ، چنين برميآيد ، كه در زمان ساسانيان در ريشهر ( ريواردشير ) ، كه ناحيه كوچكى از ولايات ارجان بوده ، جماعتى از نويسندگان جاى داشتهاند ، كه باستعانت خطى ( مرموز ؟ ) موسوم به گشتگ ( ؟ ) « 3 » علم طب ، و نجوم ، و فلسفه را ثبت ميكردهاند و آن طايفه را گشتگ ؟ دفتران ميخواندهاند ( يعنى « كسانى كه مطالب را به خط گشتگ ثبت مىكنند . » ؟ ) . متن و تفسير كتاب اوستايى موسوم به هوسپارم نسك شامل تفاصيلى راجع بطب
--> ( 1 ) - بارتلمه ، حقوق ساسانى ، ج 4 ، ص 35 و ما بعد ؛ زن ، ص 9 . ( 2 ) - ر ك شدر ، مشرق و ميراث يونان Der Orient und das griechische Erbe ص 254 . ( 3 ) - چاپ وستنفلد ، ج 2 ، ص 887 ، ترجمه باربيه دومينار ، ص 271 .